عشق به خدا
نه چون اهل خطا بوديم رسوا ساختي مارا
که از اول براي خاک دنيا ساختي مارا
ملائک با نگاه ياس بر ما سجده مي کردند
ملائک راست مي گفتند اما ساختي مارا
که باور مي کند با اينکه از آغاز ميديدي
که منکر مي شويم آخر خودت را ساختي مارا
به ظاهر ماهياني ناگزير از تنگ تقديريم
تو خود بازيچه ي اهل تماشا ساختي مارا
به جاي شکر گاهي صخره ها در گريه مي گويند
چرا سيلي خور امواج دريا ساختي مارا؟
دل آزردگانت را به دام آتش افکندي
به خاکستر نشاندي سوختی تا ساختي مارا

ای کاش میدانستیم که، که هستیم و که بودیم
ولی نمیدانیم که دُر وجود الهی خود را به خاک های بی ارزش دنیا ارزانی میداریم
شب بزرگ خدا٬ شب یلدا بر همه مبارک
