پيامهاي عاشورا
|
حادثة عاشورا و تاريخ كربلا دو چهره و نمود دارد: يك چهرة سفيد و نوراني وچهرهاي تاريك، سياه و ظلماني. اما چهرة سياه و تاريكش از آن نظر سياه و تاريك استكه در آن فقط جنايت، ظلم، و پستي است. وقتي ما اين چهره را ميبينيم، در آن كشتنانسانهاي بيگناه، كشتن طفل شيرخوار، مضايقه از آب، تير و نيزه و اسب بر بدن تاختن،آتش زدن خيمهها و بالاخره به اسارت بردن زنان و فرزندان را نظاره ميكنيم. اما آياتاريخچة عاشورا همين يك چهره است؟ نه، كربلا چهرة ديگري هم دارد كه سراسرحماسه است، افتخار و نورانيت است، تجلي حقيقت و انسانيت است، تجلي حقپرستياست، اين چهره را كه ميبينيم، ميگوييم: بشريت حق دارد به خودش ببالد و افتخار كند. پيامهاي اعتقادي توحيد و ايمان به مبدأ و معاد عقيده به مبدأ و معاد مهمترين عامل جهاد و فداكاري در راه خداست، چنيناعتقادي در كلمات امام حسين(ع) و اشعار و رجزهاي او و يارانش نقش محوري دارد.وقتي سپاه حكومت حرّ راه را بر كاروان امام بست، حضرت ضمن خطابهاي كه ايراد كرد،فرمود: اعتقاد به رسالت پيامبر در عصر پس از پيامبر، امت دچار تجزيه شدند، برخي به سنت و دين او وفادارماندند، ولي اكثر مردم دچار ضلالت و بدعت شدند. در مكه حضرت سيدالشهداء(ع) باابنعباس دربارة امويان حاكم صحبت ميكرد و از وي پرسيد: «نظر تو دربارة كساني كهپسر دختر پيامبر را از خانه و وطن و زادگاهش بيرون كرده و او را آوارة دشت و بيابان كردندو در پي كشتن وي و ريختن خونش هستند، چيست؟ در حالي كه اين پسر پيامبر، نه برايخدا شريكي قائل شده، نه غير خدا را سرپرست خويش گرفته و نه از آيين پيامبر خدافاصله گرفته است». ابنعباس در جواب عرض كرد: «درباره آنان چيزي نميگويم، جزاين آية قرآن كه: (آنان بهخدا و پيامبرش كافر شدند...) و بعد حضرت فرمود: خدايا!شاهد باش ابنعباس به صراحت به كفر آنان نسبت به خدا و رسول گواهيداد». امامت فلسفه سياسي اسلام براي مديريت جامعه بر مبناي دين در قالب و شكل امامتتجلّي ميكند. اهل بيت پيامبر بهلحاظ صلاحيتهاي ذاتي شايستهتر از ديگران برايتصدّي زمامداري مسلميناند، آنچه كه در غدير خم اتفاق افتاد، تأكيد مجدّد برايچندمين بار بود كه رسالت پيشوايي امت پس از رسول خدا(ص) را به عهدة شايستهترينفرد پس از او؛ يعني اميرالمؤمنين(ع) ميانداخت؛ هرچند كه عدّهاي رياستطلب وزورمدار با راهاندازي غوغاي سقيفه مسير امامت مسلمين را در بستري ديگر انداختند وامت را از امامت علي(ع) محروم كردند، ولي اين حق ازآنِ امام بود و خود او پيش ازرسيدن به خلافت و پس از آن در درگيري و مناقشاتي كه با خلفا و معاويه داشت، و پس ازشهادتش، امامان ديگر شيعه پيوسته بر اين حق مسلّم تأكيد كردند و آن را حق خويش وديگران را غاصب دانستند. شفاعت مقام شفاعت براي پيامبر و خاندان او در قيامت يكي از اركان اعتقادي شيعهاست. در كوفه وقتي امام سجاد(ع) را با آن حال رقّتبار و دست و زنجير بر گردن آوردند،حضرت ضمن ايراد اشعاري به اين نكته مهم اشاره ميكند و ميفرمايد: بدعتستيزي امام حسين(ع) مصداق بارزي از عمل به اين تكليف الهي به دفاع از حريم دينپرداخت و از انگيزههاي خويش احياي دين و بدعت ستيزي را برشمرد، از جمله درنامهاي كه به بزرگان بصره نوشت چنين آمده است: پيامهاي اخلاقي آزادگي حضرت علي(ع) در جايي ميفرمايد: ايثار در صحنة عاشورا نخستين ايثارگر خود حضرت بود كه حاضر شد جان خود را فدايدين خدا كند و رضاي او را بر همه چيز برگزيند، اصحاب آن حضرت نيز هر كدام ايثارگرانهجان خويش را فداي امام خويش كردند. توكّل امام حسين(ع) در آغاز حركت خويش از مدينه تنها با توكّل بر خدا اين راه رابرگزيد و در تمام مسير تنها تكيهگاهش خدا بود، حتّي توكّلش بر ياران همراه هم نبود. ازاين رو از آنان خواست كه هر كس ميخواهد برگردد و همين توكل باعث شد هيچپيشامدي نتواند در عزم او خلل وارد كند. جهاد با نفس خود ساختگي و جهاد با نفس زيربناي جهاد با دشمن بيروني است و بدون آن، اينهم بيثمر است و كربلا سرشار از اين مجاهدتهاست. نافعبن هلال همسري داشت كهنامزد بود و هنوز عروسي نكرده بود، در كربلا هنگامي كه ميخواست براي نبرد به ميدانرود همسرش دست به دامان او شد و گريست. اين صحنه كافي بود كه هر جواني را متزلزلكند و انگيزة جهاد را از او سلب نمايد، ولي او با آنكه امام نيز از او خواست كه شاديهمسرش را بر ميدان رفتن ترجيح دهد، بر اين محبت دنيوي و غريزي غلبه يافتوگفت: شجاعت شجاعت عاشوراييان، ريشه در اعتقادشان داشت، آنان كه به عشق شهادتميجنگيدند از مرگ ترس نداشتند تا در مقابله با دشمن سست شوند و به همين دليللشگريان دشمن پيوسته از برابرشان ميگريختند و چون توان مبارزة فردي را با آنهانداشتند بهطور جمعي حمله كرده و آنها را به شهادت ميرساندند. صبر و استقامت آنچه حماسة كربلا را ماندگار و جاودانه كرد، روحية مقاومت و صبر امام حسين(ع)و ياران و همراهان او بود. حضرت در يكي از منزلگاههاي ميان راه اينگونه فرمود: «صبر ومقاومت كنيد اي بزرگزادگان! چرا كه مرگ شما را از رنج و سختي عبور ميدهد و بهسويبهشت گسترده و نعمتهاي هميشگي ميرساند». عزّت و افتخار امام(ع) و خاندان و اصحاب حضرت در مواقع و مواطن مختلف عزت و افتخار،خود را در عمل و گفتار به منصة ظهور رساندند و در مقابل، ذلت و خواري يزيد و دودمانناپاكش را اثبات كردند كه نمونههاي آن بيشمار است: عفاف و حجاب نهضت عاشورا براي احياي ارزشهاي ديني بود و از جملة آنها حفظ حجاب وعفاف زن مسلمان است، سيدبن طاووس ميگويد: شب عاشورا امام حسين(ع) درگفتگو با خانوادهاش آنان را به حجاب و عفاف و خويشتنداري توصيه كرد. |
عمل به تكليف
|
امامان شيعه در شرايط مختلف اجتماعي طبق تكليف عمل ميكردند و در اين راههيچ چيز نميتوانست آنها را از آن منع كند. حادثة عاشورا نيز يكي از جلوههاي بارز عملبه وظيفه بود و اين را امام حسين(ع) و خاندان و اصحاب او در كردار و گفتار به اثباترساندند. غيرت يكي از خصلتهاي پسنديده، غيرت است و خداوند نيز بندگان غيرتمند خود رادوست دارد. فتوّت و جوانمردي امام حسين(ع) و يارانش زيباترين جلوههاي جوانمردي و فتوت را در حماسةعاشورا از خود نشان دادند، چه با حمايتشان از حق، چه با جانبازي در ركاب امام خويش تاشهادت و چه در برخورد انساني با ديگران حتي دشمنان. در كوفه وقتي «هاني» را به اتّهامپنهان كردن «مسلم» در خانهاش دستگير كرده و به دار الاماره بردند، ابنزياد از اوخواست كه «مسلم» را تحويل دهد، ولي او اين را نامردي دانست و در جواب گفت: مواسات يكي از زيباترين خصلتهاي اخلاقي، مواسات؛ يعني غمخواري و همدردي وياري كردن ديگران است. از جلوههاي بارز مواسات در حادثة عاشورا، صحنهاي است كهميان بنيهاشم و ديگر ياران امام(ع) پيش آمد و هر گروه حاضر بودند پيشمرگ ديگريشوند. در شب عاشورا حضرت ابوالفضل(ع) در خيمة بنيهاشم اينگونه ايراد سخن كرد : وفا وقتي به صحنة عاشورا مينگريم، در يك طرف مظاهر برجستهاي از وفا راميبينيم و در سوي ديگر، نمونههاي زشتي از عهدشكني و بيوفايي. شب عاشوراسيدالشهدا(ع) وقتي با اصحاب خود صحبت ميكند، وفاي آنان را ميستايد و ميفرمايد:«من باوفاتر و بهتر از اصحابم، اصحابي نميشناسم». پيامهاي عرفاني اخلاص صحنة عاشورا، صحنة تصفية خالصان از ناخالصان است. آنها كه از اول بهقصديغير از رضايت و قرب الهي و عمل به وظيفه، همراه امام(ع) بهطرف كربلا حركت كردند،هر يك به بهانهاي از حضرت جدا شدند و تنها كساني ماندند كه اين راه را خالصانهانتخاب كرده بودند و خلوص خود را در شب عاشورا و روز نبرد نشان دادند. بلا و امتحان عارفان با ايمان نهتنها از بلا نميگريزند، بلكه آن را نشانة لطف الهي و سبب پاكيروح و جان خود ميدانند و به استقبال آن ميروند. رضا و تسليم اهلبيت: در مقابل خواست خدا و تقدير الهي كاملاً راضي و خشنود بودند و باپشتوانة آن هر مشكل و بلايي را صبورانه و عاشقانه تحمل ميكردند. شهادتطلبي صحنة عاشورا جلوة شهادتطلبي ياران با ايمان امام حسين(ع) بود، خود حضرتنيز پيشتاز و الگوي اين ميدان بود. عشق به خدا يكي از شاعراني كه به حادثة عاشورا از زاوية عرفاني و عشق به خدا نگاه كرده،عمان ساماني است، ديوان «گنجينة الاسرار» او با همين تحليل به حماسة حسيني نظردارد. او امام حسين(ع) را سرمست از شوق و عشق الهي ميبيند، او را موجي برخاسته ازدريا ميداند كه محو حقيقت خداست و در جدال عقل و عشق سپاه عشق را غالبميسازد و حتي در وداع آخر خود با خواهرش از او ميخواهد كه حجاب وصل نشود. ياد خدا سيدالشهدا(ع) در تمامي حالات و در بحرانيترين پيشامدها با ياد خدا آرامشمييافت و اين اطمينان قلبي را به خاندان و يارانش نيز منتقل ميكرد. پيامهاي تاريخي اتمام حجت در نهضت عاشورا امام حسين(ع) و يارانش پيش از آن كه جنگ درگيرد و دستدشمن به خون پاك آنان آلوده شود اتمام حجت ميكردندو با آيات بيّنات راه صحيح وحق را به آنها نشان ميدادند تا مبادا كسي از روي جهالت خود را دچار عذاب الهي كند. افشاگري در حادثة كربلا يكي از رسالتهاي بازماندگان حادثه افشاگري عليه دشمن بود وضربه زدن به رژيم اموي از طريق تبيين آنچه در كربلا گذشت. نقش امام سجاد(ع) وحضرت زينب در اين ميان حائز اهميت بود. ريشة عاشورا در سقيفه عاشورا در واقع تجلي نهايت دشمنيهاي امويان با اهلبيت عصمت و طهارتبود كه با همدستي همة عواملِ پيدا و پنهان شكل گرفت، اگر وصيت پيامبر(ص) دربارةسرنوشت مسلمين پس از خودش عمل ميشد و ولايت حاكميت مييافت. آن بدعتها،رجعتها و شعلهور شدن آتش كينه و عداوت بازماندگان احزاب شرك و ضربهخوردگان ازتيغ اسلام بروز نمييافت، شهادت امام علي(ع) و يارانش در عاشورا برگي ديگر از آنستم نخستين بود، تيري كه روز عاشورا بر قلب حسين(ع) نشست و خون حضرت را برزمين ريخت، درواقع در روز سقيفه رها شده بود و در عاشورا به هدف نشست! عبرتآموزي حادثة كربلا، يكي از حودث الهامبخش و عبرتآموز است، در عين حال كه برايهمة حقجويان و عدالتخواهان و مبارزان راه حق و آزادي يكي از غنيترين منابعالهامبخش است، از نگاه ديگر، يكي از تلخترين حوادث و دردناكترين فجايعي است كهدر تاريخ اسلام به دست امت پيامبر پديد آمد و جا دارد دقيقاً مطالعه و عوامل بروز اينحادثة تلخ ريشهيابي شود. پيامهاي سياسي اجتماعي امر بهمعروف و نهي از منكر در قرآن كريم و منابع روايي ما از اين اصل به عنوان يكي از مهمترين فرايض،بلكه برترين فريضه ياد شده كه در صورت فراهم شدن شرط بر همگان واجب است. اصلاح جامعهاي كه دچار انحطاط شده و از ملاكهاي ارزشي فاصله بگيرد، دچار فساداست. خصوصاً جامعهاي كه در رأس قدرت افرادي باشند كه خود از جامعترين مظاهرفساد از هر حيث باشند، چنين جامعهاي نياز به اصلاح دارد و بر آگاهان و دلسوزان جامعهخصوصاً ائمه دين واجب و فرض است كه ساكت ننشينند و به اين امر مهم قيام كنند.حركت امام حسين(ع) از نوع همين حركت اصلاحگرانه بود و خود در سخن معروفخويش به آن اشاره ميكند، آن جا كه ميفرمايد: جهاد در عصر امام حسين(ع) مردم گرفتار حكومت ظالم و فاسدي شده بودند كه برايمقدسات ديني و اسلام و مسلمانان حرمتي قائل نبود و اسلام در چنين شرايطي درمعرض نابودي بود. امام حسين(ع) قيام بر چنين حكومتي را واجب ميديد و با امتناع ازبيعت با يزيد به مكه رفت و از آنجا به كوفه عزيمت كرد تا شيعيان را در جهاد بر ضد ستمرهبري كند. عدالتخواهي پيام عاشورا دعوت از انسانها براي تلاش در راه اقامة عدل و قسط است، زيرابدون حيات اجتماعي مبتني بر عدل همةارزشها تباه ميشود و زمينة مرگ دستورهايديني و آيين الهي فراهم ميآيد. عزتخواهي امام حسين(ع) مرگ در راه مبارزه با ستم و عدوان را سعادت ميداند و زندگي دركنار ستمگران را ماية ننگ و ذلت ميشمرد: «لا أري الموت اءلاّ سعادة والحياة معالظالمين اءلاّ بَرَماً». هجرت قرآن كريم از مهاجران به عظمت ياد ميكنند. در تاريخ اسلام نيز مهاجران بهحبشه و يثرب موقعيت و احترام داشتند و هجرت يك ارزش مكتبي بهحساب ميآمد وروي همين حساب مبدأ تاريخ قرار گرفت. پيامهاي احياگري احياي كتاب و سنت در سخنان سيدالشهدا(ع) نمونههايي از مرگ سنتها و حيات بدعتها وجهالتها و نيز جملاتي از احياگري به اصول و ارزشهاي فراموش شده و از دست رفتهوجود دارد: احياي دين سيدالشهدا(ع) مرگ در راه حق و احياي آن را زندگي ميشمرد و در اين راه باكي ازشهادت نداشت، اين سخن از اوست: «چه آسان است مرگ در راه رسيدن به عزّت و زندهكردن حق». احياي نماز |
امام حسين(ع) و ياران باوفايش در نهضت عاشورا به نماز و اقامة آن اهميتبسياري ميدادند، مهلت شب عاشورا بهخاطر همين بود، عشق به نماز و دعا و استغفار دردل امام(ع) آنچنان بود كه به برادرش عباس(ع) فرمود:
«از اين گروه بخواه تا نبرد را به فردا بيندازند و امشب به تأخير افتد، باشد كه به نمازو دعا و استغفار بپردازيم، خدا ميداند كه من پيوسته علاقه به نماز و تلاوت آيات الهيداشتهام».
ظهر عاشورا وقتي «ابوثمامه صيداوي» وقت نماز را به يادآورد، حضرت فرمود:«نماز را به ياد آوردي! خداوند تو را از نمازگزاران و ذاكران قرار دهد».
سعيدبن عبدالله حنفي نيز هنگام نماز جلوي امام(ع) ايستاد و همة تيرهايدشمن را كه بهسوي حضرت ميآمد، بهجان خريد تا آنجا كه نماز امام پايان يافت و او درخون غرق گشت و اولين شهيد نماز در جبهة كربلا شد. پيام عاشورا پيام اقامة نماز وتربيت نسل نمازخوان و خدادوست و اهل تهجّد و عرفان است.